فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

5

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

منصور محمد تيمورند و فرمان فرماى تخت خوارزم ، نور حدقهء سلطنت و نور حديقهء بزم بود . و حضرت سلطان نامدار ، درّة التاج سلطنت و اقتدار ، درّى « 1 » فلك حشمت و وقار ، صاحب مهد عزت خانى ، ولى عهد سعادات خاقانى ، السلطان الجليل العظيم الشان ابو الخير سلطان كه اصغر اولاد نامدار عاليحضرت خان فلك اقتدارست و حالى رضيغ اللبان شير سعادت و والى تخت مهد دولت و حشمت است در حريم حرم عزت سرافراز و بقوّت بخت در عرصهء سعادت سمند تاز بود . ديگر سلطانان نامدار كه هر يك هژبرى صاحب اقتدار و شيرى مهابت آثار بودند ، همگى دست طاعت و بيعت بر سينه نهاده ، حكم عالى را فرمان بر دار و رقبهء موافقت در ربقهء طاعت و انتصار و در اتمام حقوق بيعت با مكنت و اقتدار و قلّما كه در عصرى از اعصار چنين اتفاقى افتاده باشد كه زيادت از ده سلطان عظيم الشأن كه هر يك را مكنت و قوّت آن هست كه برأى ثاقب و شمشير لامع از شرق تا غرب تسخير كنند و از صداى طنطنهء كوس عظمت و سلطانى جوف آسمان را پر غلغله سازند و گرد نهيب حشمت را در ديدهء مريخ اندازند ، در زير سايهء خانيّت و تحت رايت خاقانيّت هيچ خان جاى گرفته باشند و دست بيعت و طاعت در كف فرمان بردارى پادشاهى عاليمقدار نهاده و اين از غرايب سعادات عظيمه است كه بر اين دولت فرخنده آثار ظاهر و لايح شده . در اثانى احوال ، علماى نامدار سمرقند ، از آن خطهء بىمانند رسيدند و قاضى سمرقند از اولاد فقيه « ابو الليث » كه يك شجرهء عريق اكابر سمرقندست و حالا قاضى قضا و شيخ الاسلام آن ديار ، باتفاق جماعت علما و مفتيان بشرف خدمت رسيده ، رسم استفاده بجاى آوردند و اكابر علماى خراسان كه اختيار اعيان افاضل و انتقاد نقود اماثل‌اند ، خود فايز بسعادت خدمت بودند و علماى بخارا كه ايشانرا نوبت

--> ( 1 ) - اشاره به آيهء « كانها كوكب درى » سورة النور آيهء 35 .